مرتضى راوندى

144

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

او را پيشگويى كنند ، مردى از آن ميان برخاسته گفت : محتاج به پيشگويى منجمان نيست ، مدت خلافت خليفه بسته به نظر تركان است و تا هرمدتى كه آنان بخواهند خليفه باقى خواهد ماند . همهء اهل مجلس از اين حرف خنديدند . اتفاقا تركان همين خليفه ( المعتز ) را به بدترين طرزى كشتند ؛ به اين قسم كه ناگهان بر وى هجوم آورده او را با پا روى زمين كشيدند و چماق‌كوبش كردند . آنگاه برهنه‌اش نموده و با تن عريان در آفتاب سوزان به پا داشتند ، به قسمى كه از شدت گرما يك‌پا برمىداشت و پاى ديگر مىگذاشت و همان موقع از تركان سيلى مىخورد . تركان المستكفى خليفه را دستگير ساخته چشمانش را ميل كشيدند و او را در زندان افكندند و همانجا در زندان جان سپرد . كار گدايى خلفا به جايى كشيد كه القاهر باللّه خود را در قباى پارهء پنبه‌اى پيچيده بود و نعلينى چوبى به پا داشت و با اين فلاكت در حبس تركان به سر مىبرد . در نتيجه خليفه بندهء فرمانبردار تركان شد و به جاى اينكه آنان با خليفه بيعت كنند و قسم بخورند ، خليفه براى آنان قسم مىخورد . تركان تركستان كه از پيشرفت همشهريهاى خود آگاه شدند ، صد تا صد تا و هزار تا هزار تا به ممالك اسلامى و عراق عرب رو آوردند و براى جاه و مال و مقام به مسلمانى تظاهر كردند . « 35 » سقوط ممالك اسلامى از پايان قرن ششم ، ممالك اسلامى شرق به حال تباهى و زوال افتاد و تركان سلجوقى بر دستگاه خلافت هرطور مىخواستند اعمال قدرت مىكردند . جرجى زيدان دربارهء اين دوران مىنويسد : سراسر جهان اسلام ميان سه طايفهء غير عرب تقسيم شده بود : تركان سلجوقى و سرداران آنها در شرق ، كردان ايوبى در مصر و شام ، و بربرها در افريقا و اندلس . تنها پاره‌اى امارتهاى كوچك عرب در يمن و نواحى ديگر برقرار مانده بودند . در چنين شرايطى دشمنان شروع به حمله و تجاوز كردند ، گرجيها و ارمنيها از شمال هجوم آوردند و تا توانستند كشتند و بردند و اسير گرفتند . از طرف مغرب صليبيها ، براى فتح بيت المقدس قسمتى از سوريه و فلسطين را گرفتند . و اگر تدبير و كاردانى مرد كرد دليرى به نام صلاح الدين ايوبى نبود ، كار آنها بالا مىگرفت . از طرف شرق نيز قوم مغول حمله‌ور شدند و از بىتدبيرى زمامداران و سوء سياست آنها استفاده كردند و سراسر آسياى غربى را به خاك و خون كشيدند . در پايان اين مقال يادآور مىشويم كه غير از خلفاى بنى اميه و بنى عباس كه به اجمال از آنها سخن گفتيم ، دو دستگاه خلافت ديگر ، كه يكى خلافت اموى اندلس و ديگرى خلافت فاطمى مصر است ، در عالم اسلام ، عرض وجود كرده‌اند كه چون ارتباط چندانى با تاريخ ايران نداشتند از ذكر تاريخ آنها خوددارى مىكنيم . خلافت اموى اندلس پس از حدود سه قرن فرمانروايى در اواخر حكومت آل بويه راه

--> ( 35 ) . تاريخ تمدن اسلام ، پيشين ، ج 4 ، ص 215 به بعد .